خانه ← مقالات ← وقتی نمی‌توانیم جهان را تغییر دهیم، چگون...
⏱ زمان مطالعه: ۴ دقیقه

وقتی نمی‌توانیم جهان را تغییر دهیم، چگونه انسان بمانیم؟

عبدالباقی دارات
عبدالباقی دارات
وقتی نمی‌توانیم جهان را تغییر دهیم، چگونه انسان بمانیم؟

وقتی انسان در برابر بسیاری از اتفاقات بزرگ جامعه احساس ناتوانی می‌کند، شاید مهم‌ترین مسئولیت او حفظ انسانیت خویش باشد. این مقاله به مرز میان آنچه در اختیار ماست و آنچه از توانمان بیرون است می‌پردازد و بر اهمیت راستی، اخلاق، همدلی و مسئولیت‌پذیری در رفتارهای روزمره تأکید می‌کند؛ اینکه حتی اگر نتوانیم جهان را تغییر دهیم، می‌توانیم خودمان بخشی از بی‌اخلاقی و آشفتگی آن نباشیم

هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سرّ غیب باشد اندر پرده بازی‌های پنهان، غم مخور — حافظ فرزانه‌ای می‌گوید: «بزرگ‌ترین پیشامدهای ناگوار برای جوامع، تنها بودن انسان‌های شرور نیست؛ بلکه از دست دادن توان داوری اخلاقی انسان‌های بهنجار است.» زمانی که انسان از اندیشیدن، پرسیدن و پاسخ‌گویی کناره می‌گیرد، میدان برای گسترش بدسرشتی و تباهی آماده می‌شود. پس می‌توان گفت حتی اگر توان دگرگون کردن ساختارهای سیاسی و اجتماعی را نداشته باشیم، باید توانایی نگهداری و پاسبانی از داوری اخلاقی خود را داشته باشیم؛ و این خود گونه‌ای پایداری در برابر بدسرشتی است. راستش این است که جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری، دست انسان را برای انجام بسیاری از کارهایی که می‌تواند در خدمت نیک‌خواهی جامعه باشد، بسته است و انسان بیش از گذشته احساس ناتوانی می‌کند. فاصله میان شهروندان عادی و جایگاه‌های تصمیم‌گیرنده بسیار زیاد شده و شبکه‌های اجتماعی نیز گاه این برداشت را دامن می‌زنند که تنها کاری که از ما ساخته است، همرسانی پیام‌ها در فضای مجازی و نشان دادن همدردی با آسیب‌دیدگان است؛ اگر نگوییم در بسیاری از نوشته‌ها و رفتارها، حتی پاشیدن نمک بر زخم آنان نیز دیده می‌شود. بی‌گمان منش انسانی، ما را به کنش‌هایی فراتر از نمایش ساختگی احساسات فرامی‌خواند؛ از کمک به آسیب‌دیدگان و پشتیبانی از راستینگی گرفته تا پاسداری از دادگری، گفت‌وگو و جوانمردی. یکی از بالاترین درس‌های فرزانگی و رفتار انسانی این است که پاسخ‌گویی انسان هم‌اندازه توانمندی اوست، نه به اندازه آرزوهایش. هیچ انسانی نمی‌تواند پاسخ‌گوی هر پیشامدی باشد که در پیرامونش رخ می‌دهد؛ اما همه ما باید پاسخ‌گوی چگونگی رفتار خود در جایی باشیم که زندگی می‌کنیم. اگر نتوانیم بر برآیند پیشامدهای کشورمان اثر بگذاریم، می‌توانیم نگذاریم درگیری و آشفتگی اجتماعی در شهرمان، سرشت و انسانیت ما را نابود کند. با ازسرگیری دوباره جنگ، و این بار بیشتر در جنوب کشورمان، مردم ما سراسیمه و نگران شده‌اند که پایان این دست‌درازی و زورگویی جهانخواران به کجا خواهد رسید. بی‌گمان شمار بسیاری از مردم، نه با جنگ همراهی دارند و نه دست‌درازی به کشور و نابودی زیرساخت‌ها را می‌پذیرند؛ نه از زورگویی و تندخویی پشتیبانی می‌کنند و نه با همه سیاست‌های حکمرانی همدلی دارند. در این میان، بسیاری مانده‌اند که چه باید بکنند؟ آنان توان چندانی برای دگرگون کردن پیشامدها ندارند و این می‌تواند گونه‌ای درماندگی اخلاقی پدید آورد؛ احساسی که اگر به بی‌تفاوتی و کناره‌گیری از مسئولیت اخلاقی بینجامد، خود می‌تواند زیان‌بار باشد. راستش این است که اگر نتوانیم بر برآیند پیشامدها اثر بگذاریم، همچنان باید پاسخ‌گوی انتخاب‌های خود باشیم. اخلاق به اندازه خواسته‌های ما کاری ندارد؛ بلکه در برابر آنچه در توان ماست، ما را پاسخ‌گو می‌خواهد؛ از جمله پاسخ‌گوی داوری، سخنان و رفتار خود. پس ناگزیر باید بکوشیم گرفتار بازگویی بی‌بررسی سخنان راست و دروغ دشمنان نشویم، در دام هوچی‌گری و هیجان‌های آنی نیفتیم و بیش از هر چیز، انسان را ببینیم. محکوم کردن دست‌درازی و تجاوز، همدردی با گزنددیدگان و دوری گزیدن از بیزاری‌پراکنی، اموری هستند که الزاماً با وابستگی سیاسی پیوندی ندارند. می‌توان با جنگ مخالف بود، با تجاوز مخالفت کرد، از آسیب‌دیدگان حمایت کرد و در عین حال، گرفتار نفرت‌پراکنی و هیجان‌زدگی نشد. باید این واقعیت را بپذیریم که بسیاری از امور در دست ما نیست و کارهای بسیاری از ما ساخته نیست. اما نباید از نظر دور داشت که از نگاه اخلاقی، ارزش انسان بیش از آنکه به دستاوردهای او وابسته باشد، به چگونگی انتخاب‌هایی بستگی دارد که در گستره توان او قرار دارند. ما نمی‌توانیم همه پیشامدها را کنترل کنیم؛ اما می‌توانیم بر رفتار خود، شیوه گفت‌وگوی خود، راستی، پاسخ‌گویی و دادگری خود فرمانروایی داشته باشیم. شناخت مرز میان آنچه در توان ماست و آنچه بیرون از توان ماست، یکی از پایه‌های زندگی اخلاقی به شمار می‌آید. نباید پنداشت که به‌تنهایی می‌توان جلو جنگ و بیدادگری را گرفت یا سیاست یک کشور را دگرگون کرد؛ اما می‌توان رفتار خود و شیوه پیش بردن گفت‌وگو، پایبندی به راستی، دادگری و پاسخ‌گویی خود را پیوسته وارسی کرد. راستش این است که ارزش انسان بیش از آنکه به دستاوردهای او وابسته باشد، به چگونگی انتخاب‌هایی بستگی دارد که می‌تواند انجام دهد. پس بکوشیم با پاسبانی از خانواده و پیوندهای روزانه خود در جامعه، در همان جاهایی که می‌توانیم کارساز باشیم، به‌خوبی سودمند واقع شویم. شاید نتوانیم از پیشامدهایی که بیرون از توان ما هستند جلوگیری کنیم، اما می‌توانیم از گسترش دروغ، تندخویی در گفتار، بی‌باوری، برتری‌خواهی‌های بیجا و بیدادگری در پیرامون خود و در جاهایی که حضور داریم جلوگیری کنیم. این کاری است که هر کس می‌تواند انجام دهد. پاکیزگی اخلاقی یک جامعه، بیش از آنکه تنها در گرو تصمیم‌های بزرگ سیاسی باشد، دستاورد رفتارهای کوچک، پیوسته و مسئولانه شهروندان است. شاید نتوانیم جلوی همه طوفان‌ها را بگیریم؛ اما می‌توانیم تصمیم بگیریم که خودمان به بخشی از طوفان تبدیل نشویم. و شاید در روزگاری که بسیاری از امور از اختیار ما بیرون است، همین پاسداری از انسانیت، راستی و دادگری در محدوده توان خودمان، مهم‌ترین شکل مسئولیت‌پذیری اخلاقی باشد

مطالب مرتبط